سيف بن محمد سيفى هروى

88

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

زنند . روز ديگر جماعتى از سپاه الادو پيش هندونوين آمدند و گفتند كه الادو و جاردو و دنقرا با عساكر باز گشتند و حاليا عزيمت محاريب و مقارع ندارند . هندونوين به غايت خوشدل و مبتهج گشت و لشكر خود را اجازت داد و گفت : هركس به يرت خود باز گرديد . الادونوين و جاردو و دنقرا با لشكر گران مفجاء بر هندونوين زدند و با هندوين هشتصد مرد بيش نبود . [ 378 ] در چند حمله مردانگى به اظهار رسانيد ، و بيشتر مقام نتوانست كرد . روى به هزيمت نهاد . لشكر الادونوين در عقب او براندند ، و اكثر مرد سپاهى او را به قتل آورد [ ند ] . هندونوين از راه قراباغ پناه به خيسار برد . 69 . گرفتن ملك شمس الدين كهين هندونوين را چون شهور سنه خمس و ثمانيه و ستمايه ( 685 ) درآمد ، در اين سال هندونوين پناه به قلعهء خيسار آورد . ملك شمس الدين بعد از چند روز او را بگرفت و پيش پادشاهزاده ارغون اقول فرستاد . 70 . خلعت فرستادن ارغون جهت ملك شمس الدين چون شهور سنه ست و ثمانين و ستمايه ( 686 ) درآمد ، پادشاهزاده ارغون به جهت آن‌كه ملك شمس الدين هندونوين را بگرفت ، به جهت او خلعت شاهانه و طبل و علم فرستاد . 71 . پريشانى هرات و جلاء مردم چون شهور سنه سبع و ثمانين و ستمايه ( 687 ) درآمد ، در اين سال به واسطهء گرفتن هندونوين امرا با ملك شمس الدين بد شدند و به انواع از او پيش ارغون ، سخنهاء پراكنده عرضه داشتند . ملك شمس الدين مصلحت در آن ديد ، كه من بعد در قلعهء خيسار كه امنع قلاع جبال كيهان است ، ساكن باشد چون ملك علاء الدين نيز از هرات به خيسار حركت فرمود ، اخبار اراجيف در ميان مردم هرات شايع گشت . در اثناء اين حالت طايفه‌اى از نكودريان مالان هرات را غارت كردند ، و بسيارى از مردم را به اسيرى گرفت [ ند ] و از جوانب و اطراف ، قطاع طرق و بىباكان روى به هرات آوردند . و اياجى بن قنقورداى نوين كه پيش از اين ذكر او رفته است ، با پادشاهزاده ارغون ياغى شده بود و در حدود گرمسير ساكن گشته ، هرچند روز طايفه‌اى